خط خطی
این چند تا تار مو که نشان مردانگی نیست ، پشت لبهایت در انتظار حرفی ناگفته سبز شده اند ! از ما گفتن بود ! پسرک به زور می خواست چهار تا دونه گل پلاسیدشو بفروشه به من ! بهش گفتم نمی خوام و رد شدم از کنارش پشت سرم اومد و گفت : خیلی خسیسی خانوم ! خب بخرشون دیگه ! برگشتم سمتش و بهش گفتم ، خسیس نیستم ، هیچ خری رو ندارم که اینارو بدم بهش ! زل زد تو چشمامو گفت : هیچ خری ؟؟!! خدایا ! درد را می بینی و درمان نمی شوی ؟ یکی بی بال و پر بود ؛ یکی پرواز نمی دانست چه رو به آسمان ؛ چه سر افکنده به خاک هر دو زمینی بودیم . . آه چه تفاهمی و افسوس که چه سوء تفاهمی ! دچار یاوه گویی های معنوی شدم ! می دونی مثل چی می مونه ؟ مثل اینکه بری دزدی و زیر لب صلوات بفرستی و از خدا بخوای که صاحبخونه بیدار نشه تا دار و ندارشو ببری ! من رسما عاشق این موجودی شدم که با سرچ "خل و چل" به این وبلاگ رسیده :دی میس کارتون عزیزم ، منو از بازی معاف کن که تازگی ها از "خارجی"ها کلا بیزارم ! حوا، دلت سیب است .. شیطان را صدا کن .. گاهی به نهایت شوری ، گاهی به غایت بی نمک ! هیچ وقت قابل هضم نبودی ! نهایت تلاش هر انسان نه فرار از روزمرگی که انتخاب چگونه روزمره بودن است.
| Design By : Night Skin |

