تبليغاتX
خط خطی


خط خطی





















..

این چند تا تار مو که نشان مردانگی نیست ، پشت لبهایت در انتظار حرفی ناگفته سبز شده اند ! 

از ما گفتن بود !

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 9:30 توسط آزاده| |

.. 

پسرک به زور می خواست چهار تا دونه گل پلاسیدشو بفروشه به من ! بهش گفتم نمی خوام و رد شدم از کنارش  

پشت سرم اومد و گفت : خیلی خسیسی خانوم ! خب بخرشون دیگه ! 

برگشتم سمتش و بهش گفتم ، خسیس نیستم ، هیچ خری رو ندارم که اینارو بدم بهش !

زل زد تو چشمامو گفت : هیچ خری ؟؟!!

نوشته شده در جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 15:45 توسط آزاده| |

..

خدایا ! درد را می بینی و درمان نمی شوی ؟

نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 21:0 توسط آزاده| |

.. 

یکی بی بال و پر بود ؛ یکی پرواز نمی دانست 

چه رو به آسمان ؛ چه سر افکنده به خاک 

 هر دو زمینی بودیم 

.

.

آه چه تفاهمی و افسوس که چه سوء تفاهمی !

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 9:2 توسط آزاده| |

.. 

دچار یاوه گویی های معنوی شدم ! 

می دونی مثل چی می مونه ؟ مثل اینکه بری دزدی و زیر لب صلوات بفرستی و از خدا بخوای که صاحبخونه بیدار نشه تا دار و ندارشو ببری !

نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 10:34 توسط آزاده| |

.. 

من رسما عاشق این موجودی شدم که با سرچ "خل و چل" به این وبلاگ رسیده :دی


میس کارتون عزیزم ، منو از بازی معاف کن که تازگی ها از "خارجی"ها کلا بیزارم !

نوشته شده در چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 11:52 توسط آزاده| |

..

حوا، دلت سیب است .. شیطان را صدا کن ..

نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 9:12 توسط آزاده| |

..

گاهی به نهایت شوری ، گاهی به غایت بی نمک !

هیچ وقت قابل هضم نبودی !

نوشته شده در جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 5:48 توسط آزاده| |

..

نهایت تلاش هر انسان نه فرار از روزمرگی که انتخاب چگونه روزمره بودن است.

نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 6:7 توسط آزاده| |

..

این روزها از تمام دنیا یک در می خواهم که حرفایم را به آن بزنم تا دیوار بشنود .. آن دیوار یک موش داشته باشد و آن موش هم گوشی .. شاید حرف هایم بالاخره به گوش تو برسد ..

نوشته شده در جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 15:11 توسط آزاده| |


Design By : Night Skin