خط خطی
خدایا ! درد را می بینی و درمان نمی شوی ؟ یکی بی بال و پر بود ؛ یکی پرواز نمی دانست چه رو به آسمان ؛ چه سر افکنده به خاک هر دو زمینی بودیم . . آه چه تفاهمی و افسوس که چه سوء تفاهمی ! دچار یاوه گویی های معنوی شدم ! می دونی مثل چی می مونه ؟ مثل اینکه بری دزدی و زیر لب صلوات بفرستی و از خدا بخوای که صاحبخونه بیدار نشه تا دار و ندارشو ببری ! من رسما عاشق این موجودی شدم که با سرچ "خل و چل" به این وبلاگ رسیده :دی میس کارتون عزیزم ، منو از بازی معاف کن که تازگی ها از "خارجی"ها کلا بیزارم ! حوا، دلت سیب است .. شیطان را صدا کن .. گاهی به نهایت شوری ، گاهی به غایت بی نمک ! هیچ وقت قابل هضم نبودی ! نهایت تلاش هر انسان نه فرار از روزمرگی که انتخاب چگونه روزمره بودن است. این روزها از تمام دنیا یک در می خواهم که حرفایم را به آن بزنم تا دیوار بشنود .. آن دیوار یک موش داشته باشد و آن موش هم گوشی .. شاید حرف هایم بالاخره به گوش تو برسد .. خدایا ! وقتی باد سرد پاییزی در حال وزیدنه و یک جفت دست گرم به سوی دست های سرد من دراز می شه ، اصلا از من انتظار نداشته باش که عاشق نشم !
| Design By : Night Skin |

